نسیم طبیعت ایران

ارائه اطلاعات و مطالب آموزشی در زمینه سفرهای طبیعت گردی، محیط زیست و آئین های ایران

گزارش سفر طالقان
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سفر طالقان ،روستا و آبشار کرکبود ،خانه آیت الله طالقانی ،دریاچه سد طالقان

گزارش کوتاه طبیعت گردی منطقه طالقان، کرکبود و گلیرد

 

در صبحگاه روز جمعه نهم مرداد 88 در حالی که آسمان تهران رنگ زرد و نارنجی طلوع خورشید را به انتظار نشسته بود به همراه گروه نسیم طبیعت ایران با جمعی 28 نفره به سمت طالقان حرکت کردیم. حالا دیگر با روشن شدن هوا و حضور مقتدرانه­ی خورشید، کم کم ابرهای رهگذر را می­دیدیم که گاه بر سر طبیعت سایه می انداختند و گاه خود را کنار می­کشیدند تا خورشید نیز بتواند سهم خود را در پویایی طبیعت ایفا کند. هوا بسیار دلپذیر بود. حدود ساعت هشت و نیم صبح به ساحل دریاچه­ی زیبای سد طالقان رسیدیم. بعد از مراسم خرگوش گیری (اصطلاح سرّی بین بچه های گروه است) بساط صبحانه را در کنار دریاچه و در هوایی دلپذیر و ابری که با وزش نسیمی ملایم، صورتها را نوازش می­داد پهن کردیم.

 

صبحانه شامل سالاد الویه، تخم مرغ، گوجه فرنگی، کره، عسل، مربا، پنیر تبریز، پنیر زیره، خرما، نان تست، نان جو، نان سوخاری و ... بود که هنگام صرف آن جای همه­ی دوستانی که در این سفر نبودند را خالی کردیم.

ساعتی بعد در مسیر آبشار کرکبود، در شهرک طالقان توقف کوتاهی برای خرید­های ضروری داشتیم و پس از آن عازم روستای کرکبود شدیم. مناظر زیبای درّه­ی طالقان از فراز جاده­ی مرتفع کرکبود دیدنی بود. «طالقان رود با همه­ی زیبایی و غرورش همچون ماری در میان دره جولان می­داد و عاشقانه به سمت شاه رود به پیش می­رفت. درختان کهنسال سرو و چنار از میان درختان جوان میوه در کناره­های رود، سربرافراشته و آسمان را می­نگریستند. سبزی و طراوت، همراه با نسیمی که از خنکای آب برخواسته بود، روح را نوازش می­داد. با نگاهی به اطراف، مناظر خیره­کننده­ای را شاهد بودیم. روستاهایی که هر کدام نقطه­ای از طبیعت زیبای طالقان را برای خودنمایی برگزیده بودند و از آن بالاها به یکدیگر فخر می­فروختند. جاده­های پرپیچ و خمی که حالا همگی آسفالت شده­اند و با تعقیب سیاهی هرکدام براحتی می­شد منطقه­ای سرسبز و ییلاقی را در منتهی الیه آنها به نظاره نشست و مردم مهربان و خونگرمی که گاه پیاده و گاه با الاغ و قاطرهایشان در کناره­های جاده و یا در دوردستها تردد می­کردند.»

پس از دقایقی با عبور از میان روستای هَشان، بالاخره به روستای مرتفع کرکبود رسیدیم. روستایی مهربان و زیبا در کنار صخره­هایی عظیم و درّه­ی­هایی عمیق.

مردم روستا برای جلوگیری از تردد بیش از اندازه­ی اتومبیل به روستا، به خصوص در روزهای آخرهفته که توریست­های بسیاری برای دیدن طبیعت زیبای کرکبود به این روستا وارد می­شوند، زنجیری در ابتدای روستا کشیده­اند و شخصی را که کلیددار است در پای آن نهاده­اند تا فقط به اتومبیلهای مردم بومی اجازه­ی تردد دهد که این کار ارزشمند حتماً به بکرماندن روستا و طبیعت کرکبود کمک فراوانی می­کند و جای تقدیر و تشکر دارد.

هنگامی که وارد روستا شدیم، بچه­ها محو زیبایی مسیر روستایی کرکبود تا آبشار شده بودند. روستا بسیار زیبا، سرسبز و تمیز بود، در جای جای روستا ظروف مخصوص زباله تعبیه شده بود و تابلویی در کنار آن، علاقه­مندان به طبیعت را برای قرار دادن زباله در آن ظرف­ها فرا می­خواند. حتی در نزدیکی آبشار هم، این ظروف دیده می­شد. 20 دقیقه پیاده روی تا آبشار، راه زیادی نبود ولی شیب تند و لیز نزدیک آبشار، ضمن ایجاد هیجان در گروه، دقت زیادی را می­طلبید تا خدای ناکرده حادثه­ی ناگواری اتفاق نیفتد.

«آبشار زیبای کرکبود حدود 10 تا 15 متر ارتفاع دارد. این آبشار از بین دو صخره­ی عظیم به کف درّه می­ریزد. اکثر آبشارهای منطقه­ی طالقان فصلی هستند ولی کرکبود آبشاری دائمی است که با حجم آب قابل توجه، با زیبایی خاصی خود را بر روی حوضچه­ای که در پایین دست خود ایجاد کرده است پرتاب می­کند. نوع صخره­ها و حالت چین خوردگی آنها، زیبایی زایدالوصفی به محوطه­ی آبشار داده است. پودر خنک آب به صورتهایمان پاشیده می­شود. ساعتی را در کنار آبشار به تماشای قدرت خالق زیبائی­ها می­نشینیم. چند نفر از دوستان خود را به آب می­زنند و وارد جکوزی طبیعی زیر آبشار می­شوند. عمق این حوضچه حدود 2 متر است. از این حوضچه های جکوزی مانند، چندتای دیگر در مسیر حرکت آب دیده می­شود.»

 

 

 

 

ادامه مسیر آب که همان رودخانه­ی کرکبود است، از میان تنگه­ای عظیم که دو سمت آن را صخره­هایی سترگ فرا گرفته است به سمت باغات روستا سرازیر شده و در نهایت به طالقان رود می­ریزد. مقصد نهایی آب با پیوستن به شاه­رود و سفید رود، دریای نیلگون خزر است.

 

بالاخره شیب نزدیک آبشار کار خودش را کرد و هنگام بازگشت، ما را با پیچ خوردگی و کوفتگی مچ پای یکی از دوستان خوب گروه روبرو ساخت. البته ایشان با روحیه­ی عالی و صبر و حوصله­ی خودشان، نگذاشتند این حادثه بر روی روحیه­ی دیگران تآثیر بدی بگذارد. آنگاه چند نفر از بچه­های گروه که تخصصی در این امور داشتند پایشان را آتل بندی کردند و سپس با همت همین دوستان آرام آرام به سمت بالا حرکت کردند و تا هنگام بازگشت بقیه، ایشان را به کنار ماشین رساندند که از این بچه­ها هم قدردانی می­کنیم.

قرار ناهار در مزرعه­ی توت فرنگی بود. مزرعه­ای که به همت آقای شاملو و فرزندانش درمحوطه­ی باغ پدریشان، زیر نظر میراث فرهنگی طالقان، احداث شده است. آنها محیطی زیبا و سنتی را برای دوست­داران طبیعت ایجاد کرده­اند که صدالبته فضای آن در هنگام شب زیباتر و دل­انگیزتر از ظهر خواهد بود. چلوجوجه و چلوکباب لقمه انتظار ما را می­کشید. بعد هم کمی استراحت بر روی تخت­ها و چای و ...

ساعت 5 بعداز ظهر برای بازید از روستا و خانه­ی مرحوم طالقانی، عازم گلیرد شدیم. روستایی در اوج سادگی و زیبایی، گردن کشیده در تپه­های بلند جنوب طالقان.

«مردم روستا ضمن روحیه­ی مهمان نوازی که دارند حسابی مذهب­اند. خانمهایی با سنین بالا و البته با چادرهای نمازی که حجاب آنها را کامل کرده است در کوچه­ها دیده می­شوند. تذکر جدی آنها همراه با نصیحت و گفتاری شیرین به بعضی از بچه­ها که البته حجاب بدی هم ندارند آنها را کلافه می­کند.» چشمه­ای با آبی گوارا و بسیار سبک، گلوی همه را نوازش می­دهد. خانه­ی آیت­الله در مرکز روستا و روبروی مسجدی که به یاد ایشان «ابوذر زمان» نامگذاری شده است قرار دارد. ورودی خانه، حیاطی که در دوسطح مختلف ساخته شده است، قسمت مهتابی، خانه اصلی و اتاق­های مخصوص صاحبخانه، همینطور حیاط پشتی و ایوان زیبایی که دارای نرده­ای چوبی است و بر باغات پایین دست و درّه­ی طالقان اشراف دارد محیطی زیبا و دل­انگیز را ایجاد کرده است. یکی از دوستان می­گوید «اگر ما هم جوانی­امان را در این خانه بزرگ و باصفا سپری می­کردیم حتماً فیلسوف یا آیت­الله می­شدیم.»

«توجه بچه­ها به پیر­زنی کهنسال که در حیاط نشسته است جلب می­شود. او شش­دانگ حواسش به آلوهایی است که از پای درختان داخل حیاط جمع کرده است و آنها را کنار هم چیده است تا در آفتاب خشک شوند. بچه­ها سر صحبت را با ایشان باز می­کنند. معلوم می­شود که دخترعموی طالقانی است. از همه جا می­گوید، از خانه، از روستا، ار رسوم خودشان و از جوانی­اش. وقتی یکی از دوستان می­پرسد شما که دخترعموی ایشان بودی دوست نداشتی با هم ازدواج کنید، سری به نشانه­ی افسوس تکان می دهد و می­گوید "ای روزگار...

این سمت حیاط و در کنار ورودی خانه، در محوطه­ی داخل اتاق­های مخصوص آیت­الله نمایشگاه تصاویری از دوران جوانی تا هنگام وفات ایشان ترتیب داده شده بود که دیدنی بودند.

ساعت شش و نیم بعدازظهر از گلیرد به سمت تهران حرکت کردیم. در شهرک طالقان توقف کوتاهی داشتیم، در آنجا برخی از بچه­ها، از نان­های شیرمال طالقان که کمی بزرگتر از کلوچه­های معمولی بود و به گفته خودشان سوغات طالقان به حساب می­آمد خریدند.

در بین مسیر و در ماشین، چند بازی بامزه برای رفع خستگی دوستان و با شرکت همه­ی بچه­ها اجرا شد که با استقبال و شادی گروه همراه بود. آنگاه عصرانه، شامل نسکافه، شیرکاکائو، چای و بیسکویت صرف شد. سپس برگه­های نظرخواهی توزیع شد که بچه­ها با لطف فراوانشان آنها را تکمیل کردند تا گروه را برای بهترشدن سطح برنامه­ها یاری بخشند.

اما با وجود پیش بینی زمان بازگشت تا قبل از 9 شب، به دلیل ترافیک سنگین در گردنه­های ابراهیم آباد و اتوبان قزوین و کرج حدود ساعت ده و نیم شب به تهران رسیدیم از از همین جا از کلیه­ی دوستان شرکت­کننده به خاطر این وقفه پوزش می­طلبیم.

   

نتیجه نظرخواهی از همراهان در مورد نحوه اجرای برنامه­ها:

 

 در نظرسنجی انجام شده، 22 نفر از همراهان شرکت کرده اند که از همه آنها تشکر می­شود.

·      کلیات برنامه را 10 نفر عالی   9 نفر خوب و 3 نفر متوسط ذکر کرده اند.

·      ساعت رفت و برگشت از دید 12 نفر خوب،  2 نفر متوسط،  5 نفر رفت زود و 1 نفر برگشت دیر، بوده است.

·   وعده­های پذیرایی صبحانه، ناهار و عصرانه از دید 14 نفر عالی، 7 نفر خوب، و یک نفر بسته بندی بودن صبحانه را پیشنهاد داده­اند.

·   از وسیله سفر و راننده، 16 نفر اظهار رضایت کرده­اند، 3 نفر راننده را ناهماهنگ و 2 نفر غیر حرفه­ای دانسته­اند. یک نفر هم در اظهارنظری عجیب، نقطه­ی ضعف ماشین را مستهلک بودن، کوچک بودن و بدون میز و جای لیوان قید کرده است.

·      اما در مورد مدیریت، 11 نفر مدیریت را عالی و 11 نفر خوب دانسته­اند.

·      هزینه سفر را هر 22 نفر خوب و مناسب ارزیابی کرده­اند.

·   جذابیترین قسمت برنامه را، 5 نفر آبشار، 4 نفر بازی­های داخل ماشین، 3 نفر گلیرد و خانه­ی طالقانی، 1 نفر دختر عموی طالقانی، 1 نفر خوردنی­های برنامه و چندین نفر هم همه­ی قسمتها را جالب برشمرده­اند.

·      دوستانی که خودشان را به جای ما قرار داده­اند می­خواسته­اند

 1- برای دیدن طلوع خورشید وقت بگذارند.

2- از جمله­ی «بیایید از بیداری...» صرفنظر کنند.

3- مبداء حرکت ماشین را فقط در یک نقطه تهران قرار دهند.

4- قوانین سفت و سختی را برای واریز مبلغ به حساب تا چند روز قبل از سفر و جریمه­های سنگین برای کنسل کردن برنامه­ها که موجب لغو برنامه و آسیب به وقت و برنامه­ریزی دیگران می­زند وضع کنند.

5- غیر از بروشور، همه­ی توضیحات حین سفر را نیز کتباً به همه بدهند.

6- از خود ما برای اجرای برنامه کمک بگیرند.

7- مثل خود ما اجرا کنند.

8- راننده­ی بهتری بیاورند.

9- از گرفتن عکس بیش از اندازه جلوگیری کنند.

10- عصرانه را هنگام حرکت ماشین سرو نکنند.

11- هرگز وارد این کار نشوند چون تخصص ندارند.

12- از میز تاشو برای سرو صبحانه در طبیعت استفاده کنند.

 

·   نقاط قوت برنامه را، چندین نفر، گروه خوب و دوستی و صمیمیت بین افراد، چند نفر، انتخاب مکان­های دیدنی و جذاب، چند نفر، خدمات پذیرایی خوب، چند نفر، برنامه­ریزی منظم و خوب و اکثریت دوستان ضمن لطف به مسئولین گروه، نقطه­ی قوت را، مدیریت قوی، تسلط به رهبری گروه، صفا و صمیمیت مسئولین گروه با همراهان برای ایجاد روزی خاطره­انگیز، مدیریت خونگرم و صبور و همراه و ... برشمرده­اند.

 

امّا جملات زیبایی که دوستان در وصف این روز خاطره­انگیز نوشته­اند:

 

·    در بن­بست زمین، راه آسمان باز است، پرواز را بیاموزیم. زندگی حتی با عشق گمشده، شیرین­تر از زندگی بی عشق است.

·    پرورگارا تو را سپاس می­گویم که توانایی پیمودن، دیدن و لذت بردن از این طبیعت زیبا را به من دادی. امیدوارم توانایی درک آن را نیز به من عطا کنی.

·         منطقه­ی ییلاقی طالقان، بسیار زیبا و خاطره­انگیز بود.

·         کاش من هم مثل آبشار، این همه انرژی مستمر داشتم.

·    بازهم خورشید بر پیکر رودخانه، گرده­های طلا پاشید، بازهم سنگ­ها به هم پیوستند و مسیر زیبای رودخانه را طراحی کردند و برای برگهای روان در آب، سرنوشت جدیدی را رقم زدند و بازهم این خاک پاک بر کفش­هایم نشست و لذت زنده بودن را در من بیدار کرد.

·         از آرامش، سادگی و زیبایی روستاها لذت بردم.

·         هرگز فکر نمی­کردم منطقه­ی طالقان و روستاهای آن اینقدر زیبا و جذاب باشند.

·         بیاموزیم که رها کردن زباله­هایمان در محیط، طبیعتی باقی نمی­گذارد تا دفعات بعد از آن لذت ببریم.

 

      امیدواریم دوستان عکاس گروه هر چه سریعتر نسبت به ارسال عکس­های این برنامه به گروه، اقدام نمایند تا در اولین فرصت گلچینی از تصاویر در همین قسمت گذاشته شود.

با تشکر فراوان از دوستانی که صادقانه برگه­ی نظر خواهی را تکمیل نمودند.

                                               نسیم طبیعت ایران