نسیم طبیعت ایران

ارائه اطلاعات و مطالب آموزشی در زمینه سفرهای طبیعت گردی، محیط زیست و آئین های ایران

گزارش طبیعت گردی آبشار یخی سنگان
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آبشار یخی سنگان ،روستای سنگان ،امام زاده قاسم

گزارش طبیعت گردی آبشار یخی سنگان

23 نفر بودیم که ساعت 7.30 صبح با یک دستگاه مینی بوس و یک سواری پژو405 به سمت شمال غرب تهران و به مقصد پیاده روی و طبیعت­گردی در دل ارتفاعات البرز مرکزی و دیدن آبشار یخی سنگان (که در میانه­ی راه منتهی به قله­ی پهنه حصار است) به راه افتادیم. مسیر راه برخلاف...


برنامه­های قبلی کوتاه بود و مدت زمانی که در مینی بوس بودیم فقط به توضیحات سفر، صحبت در مورد آبشار، توزیع بروشور راهنمای سفر و توضیح در مورد سفر آینده­ی گروه به کویر شهداد و میمند گذشت. ساعت 8.30 در محلی زیبا که مشرف به دره­ی سولقان بود صبحانه را صرف کردیم. صبحانه شامل چای، نان جو، نان تست، نان لواش، پنیر، کره، مربا، عسل، گوجه­فرنگی و خیار، بیسگویت کرمدار و ... و بصورت سلف سرویس بود. بعد از صبحانه هم در عرض چند دقیقه و در یک دایره­ی دوستانه بعضی از افراد جدید گروه و بچه­های قدیمی به یکدیگر معرفی شدند.

بچه­های همراه در این برنامه اینها بودند:

آقایان: علی کیارش، جعفر عالمی، داود بختیاری، جلال پیروزیان، محمد مهدی­زاده، رضا علیخانی، امید علی فرد، مهدی مسعودی، حسن رفیعی، محسن زمان­زاده، ایرج امام جمعه، امیر محمدی و بنده(تقوی).

خانم­ها: سلطانی، زرین صدف، رستمی، محمدی، مهدی­زاده، صفری، عزیز محمدی، حبیبیان، کریمی، لطیفی

ساعت 10 در روستای سنگانِ بالا بودیم، بعد از آماده شدن برای حرکت و توجه به توضیحات مسئول گروه در مورد هماهنگ بودن با گروه و حرکت درکنار هم در طول مسیر برای اجتناب از گم کردن مسیر و مشکلات بعدی آن، قرار شد برای استفاده­ی کامل از زیبائی­های مسیر، هنگام رفت، از کنار رودخانه و هنگام بازگشت از مسیر راحت­تری که از بالا­دست رودخانه می­گذرد حرکت کنیم. اکثر بچه­ها مجهز به کوله­پشتی، یخ­شکن زیر کفشی و عصای مخصوص کوهنوردی بودند. مسیر روستا تا امام­زاده قاسم را که در ابتدای ورود به رودخانه قرار داشت را در مدت 15 دقیقه طی کردیم. امام زاده، ساختمانی قدیمی و رها شده داشت که اتاقکی 10 متری ضریح آن را دربر گرفته بود، هیچکس به جز چند نفر که مانند ما برای کوهنوردی آمده­ بودند در امام­زاده دیده نمی­شدند، نه نگهبانی، نه خادمی و نه حتی زائری ... فضای پشت امام­زاده، قهوه­خانه­ی سنتی نسبتاً جالبی بود که فعلاً تعطیل و احتمالاً در بهار و تابستان به کوهنوردان سرویس می­دهد.

پیاده­روی به سمت آبشار یخی را بعد از خرگوش گیری (بچه­های گروه با این اصطلاح آشنا هستند) از ساعت 10.30 و از همین مکان شروع کردیم.

مسیر کنار رودخانه بسیار زیبا و دل­انگیز می­نمود. حرکت در کنار آب رودخانه­ که به دلیل آب شدن تدریجی برف­ها، به شدت سرد بود همراه با عبور از میان باغ­های میوه که درختان آن­ها به خواب عمیق زمستانی رفته بودند و هوایی نه چندان سرد که در دل طبیعت، بسیار تمیز و روح­بخش شده بود، صفای روحانی خوبی به گروه داده بود. مسیر حرکت به دلیل برخورد با باغ­های شخصی روستائیان بارها از این سمت آب به آن سمت آب می­رفت و ما باید از روی سنگها یا تنه درختانی که در آب افتاده بود عبور می­کردیم که همین امر موجب تفریح بچه­ها شده بود، بخصوص وقتی که چند نفر از بچه­ها می­خواستند از روی چوبی که در ارتفاع 2 متر بالاتر از آب رودخانه قرار داشت بگذرند که البته برخلاف میل باطنی ما که دوست داشتیم به داخل آب سقوط کنند، آنها به سلامت عبور کردند.

 

پس از ساعتی حرکت، به محل تلاقی دو مسیر بالادست و مسیر کنار رودخانه رسیدیم که قرار شد هنگام بازگشت از مسیر بالا برگردیم تا منظره­ی رودخانه را از آنجا تماشا کنیم. ساعت 11.30 بود که به دره­ی نسبتاً عریضی رسیدیم که دو دره­ی دیگر در روبروی آن قرار داشتند. مسیر ما از درّه­ی سمت چپ بود که به سمت آبشار یخی می­رفت، همانجا در روی تنه­ی بلند درختی که در روی زمین دراز کشیده بود نشستیم و ضمن تجدید نفس و خوردن انجیر خشک و ... از آوازخوانی محمد که از بچه­های صمیمی و هنرمند گروه است لذت برده و بعد از گرفتن چند عکس یادگاری مسیر را به سمت آبشار ادامه دادیم. از اینجا به بعد شیب صعود بیشتر می­شد و کم­کم، صدای نفس­ها شنیده می­شد. از میان چند باغ و کلبه­ی زیبای کنار باغ­ها گذشتیم و به محلی که از آنجا کله­قند یخی آبشار به خوبی دیده می­شد رسیدیم. از همین فاصله­ی دور هم، به راحتی می­شد به عمق زیبایی این پدیده­ی طبیعی پی برد.

پس از آن مجدداً مسیر به سمت کف دره منحرف شد و ما با عبور از رودخانه، اینبار از سمت چپ رودخانه مجدداً با شیب تندتری به صعود خود ادامه دادیم. برخی قسمتهای مسیر به علت آب شدن برفها مملوّ از گل هایی چسبناک شده بود که حرکت در روی آنها باعث چسبیدن گل به کف کفشها و سخت شدن حرکت می شد، در بعضی قسمتهای مسیرکه در سایه قرار داشت هنوز برف به ارتفلع 20 سانتی متر وجود داشت. یکی از دوستان که از ناراحتی پا رنج می­برد در کنار تک درخت میان راه ماند تا با روشن کردن آتش و سرگرم کردن خود منتظر بازگشتِ گروه بماند.

کم­کم منظره­ی آبشار یخی نزدیک و نزدیک­تر شد و ما حدود ساعت 1.15 به کنار کله­قند یخیِ زیر آبشار رسیدیم. عظمت، قطر و ارتفاع زیاد و زیبایی خیره­کننده­ی آبشار یخی، همه­ی بچه­ها را مسحور خود کرده بود، عده­ای به سرعت از شیب یخی جلوی آبشار بالا رفتند و خود را به قندیل­های زیبای آن رساندند، عده­ای با استفاده از پلاستیک­هایی که به همراه برده بودیم به سر خوردن از کنار قندیل­های یخی تا پایین آبشار پرداختند، برخی عکاسی می­کردند و همه غرق در انرژی و هیجان شده بودند.

 

کله­قند کریستالی آبشار با وجود گرم شدن هوا در روزهای اخیر، حدود 15 تا 20 متر ارتفاع داشت و هیبت ظاهری آن شبیه به ظاهر یک گل کلم بزرگ با بافت­ها و قندیل­های شیشه­ای شبیه به آن بود. بافت ایجاد شده در هر سمت آن متفاوت و دیدنی بود، بچه­ها از سمت راست آبشار بالا رفته و خود را به پشت کله­قند یخی رساندند تا بتوانند از نزدیک زیبایی آن را مشاهده کنند. هرچند قرار گرفتن در کنار بدنه ی آبشار به دلیل احتمال جداشدن تکه های بزرگی از قندیل های یخی و سقوط آنها در اطراف بسیار خطرناک بود اما کنجکاوی بیش از حدّ بچه­ها، توجه به این مسئله را از ذهنشان پاک کرده بود. بچه­ها معتقد بودند: «طبیعت زیبای آبشار، نمونه­ای از هنر دستان قدرتمند خالق جهان است که در این منطقه به ظهوری زیبا نشسته است.

پس از اینکه ساعتی خاطره­انگیز را در کنار آبشار یخی گذراندیم برای دیدن قندیل­های یخی دیگری که آنهم در ارتفاعی بلند و بر اثر ریزش آب از روی بدنه­ی صخره­ای سمت چپ آبشار اصلی ایجاد شده بود به زیر صخره­ی بلند سمت چپ آبشار رفتیم، آنجا چند نفر مشغول یخ­نوردی از روی قندیل­های یخی بودند که به نظر ما کاری بسیار سخت و خطرناک می­نمود ولی بچه­هایی که قبلاً سنگ نوردی کرده بودند از صعودهای بسیار خطرناک­تر از صخره­های عظیم یخی حرف زدند که پس از آن کار آن گروه در نظر ما، حقیر آمد.

بالاخره قرار شد ناهار را همانجا و در روی تخته­سنگهای بزرگی که برفِ روی آنها آب شده بود و برای نشستن از بقیه­ی جاها مناسب­تر بودند صرف کنیم. هرکدام از بچه­ها، تک تک یا در گروه­های چند نفره، غذاهای متنوعی را آورده بودند که در جوّی صمیمی و در بین تعارفات به یکدیگر و با لذتی خاص، در دل طبیعتی بی­نظیر و در بین دو آبشار یخی، ناهار را صرف کرده و برای بازگشت آماده شدیم.

ساعت حدود 3.30 عصر بود و ما باید بدون توقف به سمت امام­زاده­ی ابتدای مسیر بازمی­گشتیم تا به تاریکی شب برخورد نکنیم. امّا برخلاف انتظار ما، بخش­هایی از مسیر که شیب تندی داشت به شدت یخ زده بود و بچه­ها حتی با بستن یخ شکن­ها به سختی از روی یخ­ها عبور می­کردند و این موجب طولانی شدن زمان بازگشت می­شد. از طرفی بارش ریز ولی تند برف نیز آغاز شده بود که ضمن طراوت­بخشی به طبیعت هیجان برنامه را نیز دوچندان کرد. چند نفر از بچه­ها در روی یخ­ها سُر خوردند و تمام لباس آنها گلی شد. یکی دیگر از دوستان گروه هم که اولین حضورش در بین بچه­ها بود هنگام کمک کردن به چند نفر از بچه­ها برای عبور از روی یخ­ها ناگهان  تعادل خود را از دست داد و با سرعت زیادی از روی دامنه­ی برفی به سمت رودخانه، سقوط کرد که بحمداله توانست با مهارتی خاص خود را کنترل کرده و در حالی که همه­ی بچه­ها با هیجان و دلهره او را می­نگریستند به سلامت از روی برف­ها برخاسته و مجدداً به کمک دوستان دیگر برود.

بالاخره با همراه آوردن همه­ی خاطرات شیرین و مهیج این طبیعت­گردیِ به یاد ماندنی در ساعت 5.30 بعدازظهر و در حالی که هوا رو به تاریکی نهاده بود به امام­زاده رسیدیم. آنجا بساط عصرانه مهیا شده بود و بچه­ها خستگی طول مسیر و سرماسرمای بدن خود را با نوشیدن لیوانی نسکافه­ی داغ به همراه کیک سنتی، به در کرده و پس از استراحتی کوتاه به سمت روستا و جایی که ماشین­ها پارک کرده بودند حرکت کردیم. در فاصله­ی 40 دقیقه­ای سنگان تا مقصد، مسئول گروه توضیحاتی در مورد سفرهای گروه و تخفیف­­هایی که گروه برای همسفرانی که در بیش از 6 برنامه از برنامه­های گروه شرکت کرده­اند دادند، آنگاه قدیمی­ترین عضو گروه که خانم محمدی بودند و تا به حال در 8 برنامه از 9 برنامه حضور داشته­اند هدیه­ای به رسم یادبود از گروه نسیم طبیعت ایران دریافت کردند که ایشان مورد تشویق جمع قرار گرفتند. سپس برگه­های نظرخواهی را توزیع شد و خودکارهایی با نشان گروه به تمامی شرکت­کنندگان هدیه داده شد.

این برنامه در ساعت 7.30 شب با رسیدن به محل حرکت صبح، به پایان رسید و آنچه ماند خاطره­ی زیبای دیگری بود که به دفترچه­ی خاطرات طبیعت­گردی گروه اضافه شد.

این هم جملاتی که بچه­های گروه در مورد طبیعت آبشار یخی سنگان در برگه­ها­ی نظرخواهی نوشته­اند:

§طبیعت آبشار، اشانتیونی بود از هنر خداوند بزرگ.

§مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟    به دستِ مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

§آبشاریخی، یکی از شاهکارهای خلقت، تجلی یافته در طبیعت بود

§طبیعت همیشه آرام بخش و زیباست.

§طبیعت امروز، کارت پستال زمستانی طبیعت خداوند بود.

§کاش من هم مانند برف، پاک و خالص بودم.

§زیبا بود...

§بیایید از بیداری به خوبی استفاده کنیم.

§دیدن مناظر طبیعی امروز به اندازه ده بار به میهمانی رفتن در تهران، ارزش داشت.

§ماشاءالله ...

§محشر بود، یک دل سیر برف و یخ دیدیم.

§آبشار یخی، علیرغم سختی مسیر، بسیار زیبا بود.

§این طبیعت زمستانی، آلودگی هوای شهر و آلودگی­های دیگر را از ذهنمان پاک کرد.

§همه چیز در طبیعت زیباست.

§برای آنها که ندیده­اند نمی­توان وصف کرد، باید رفت، دید و آفریدگار را تحسین کرد.

                                                            با تشکر از همه­ی بچه­ها

                                                                          گروه نسیم طبیعت ایران