نسیم طبیعت ایران

پژوهش، تحقیق، ارائه اطلاعات و مطالب آموزشی در زمینه طبیعت، گردشگری و آئین های ایران

شب چله و یاد قدیمی ها
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شب چله

یادش بخیر. شب یلداهای قدیم... همون بلندترین شب سال که بزرگترامون بهش می گفتن شب چله...

     معمولاَ در اون شب همه جوون ترها جمع می شدن خونه بزرگترهاشون و از سرشب تا نیمه شب دور هم می نشستن و گل می گفتن و گل می شنیدن. روحشون شاد، مادر بزرگ ها و پدربزرگ ها از چند


وقت مونده به شب چله به دست و پا می افتادن و شروع می کردن به تهیه و تدارک تنقلات و میوه و خوراکی برای اون شب.

     اما یه رسم خیلی خوبی هم که داشتن این بود که هر کس شب چله می خواست بره خونه بزرگترها، دست خالی نمی رفت و حتماَ یک نوع از همون خوراکی هایی که مخصوص اون شب بود با خودش می برد. بعدشم اونجا یه سفره ای پهن می شد و هرکس هرچی آورده بود روی اون سفره می گذاشت. اون موقع بود که همه از کوچیک و بزرگ دور اون سفره حلقه می زدن و با صداقت و رفاقت تموم با هم گپ می زدن، تخمه می شکستن، انار دون کرده و هندوانه می خوردن و از همه جا با هم صحبت می کردن، از خاطراتشون می گفتن، از داستان های قدیمی تعریف می کردن، بزرگترها تجربیاتشونو واسه جوون ترها بازگو می کردن و همه شاد و خوشحال بودن که دوباره مهر و آفتاب داره فراگیر می شه و کم کم فصل رویش و زایش از راه می رسه و نعمت خورشید فزونی پیدا می کنه، دشت ها سرسبز می شن و فصل کار و تلاش و کاشت و برداشت از راه می رسه. بعدشم بزرگتر خانواده کتاب حافظ را باز می کرد و بعد از خوندن چند غزل ناب از خواجه، از همه می خواست که نیت بکنند و با گرفتن فال حافظ شادی و سرور را به جمع هدیه می کرد.

     آه که یادش بخیر... زیباترین قسمت این قصه هم این بود که همه این اتفاقات دور پله کرسی و در گرداگرد اتاقی کاهگلی با تزئیناتی از کوزه های گلی و در زیر نور چراغ گردسوز و فانوس کم سویی رخ می داد که همون نور کمش نورانیت زیادی به قلب و دل نیکان ما بخشیده بود. در آخر هم این شب رویایی با خوردن شامی که دسپخت خانوم ها و گاهی هم بعضی از آقایون جمع بود تموم می شد ولی شب نشینی و بیداری تا وقت طلوع خورشید ادامه پیدا می کرد و پس از تماشای طلوع اولین روز ماه دی همه به خونه هاشون می رفتند و تنها چیزی که می موند خاطره زیبای اون شب بود که توی دفترچه خاطرات جوون ها و نوجوون ها ثبت می شد.

      حالا ما بعد از گذشت این همه سال دفترچه خاطراتمونو باز می کنیم و همه اون عشق و صداقت و صفا رو یکجا ورق می زنیم و در نهایت آرزو می کنیم ما هم بتونیم مثل همون موقع ها، این شب زیبا و دوست داشتنی رو همون طوری که نیاکانمون جشن می گرفتن جشن بگیریم و با امید به یاری و مهربونی خدا، توی زندگی با هم مهربون باشیم و یار و دوست دار همدیگه بمونیم.

امسال ما هم بنا داریم مراسم سنتی یلدا را به رسم همون قدیمی هامون و با همون آداب و سنت هایی که دوستشون داریم و با جمع شدن و مشارکت همه ی بر و بچه های قدیمی گروهمون برگزار کنیم . امیدواریم بتونیم همون صمیمیت و صفای اون روزگارها را توی جمع کوچیکمون ایجاد کنیم و یک شب فارغ از همه ی مشکلات و بی مهری های زمونه، دورهم تفالی به حافظ عزیز بزنیم و شادی و مهربونی را به جمعمون دعوت کنیم.

 

    ثبت نام توی این برنامه فقط از طریق تماس تلفنی امکان پذیره. البته پیشاپیش از همه همسفرهایی که کمتر از ده برنامه مهمون ما بودن به دلیل کمبود فضا و امکانات، معذرت می خواهیم. سپاس

                                                                      سرافراز باشید.