نسیم طبیعت ایران

پژوهش، تحقیق، ارائه اطلاعات و مطالب آموزشی در زمینه طبیعت، گردشگری و آئین های ایران

سالگردی برای مهربانی...
ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سالگرد سیمین ،سیمین طالقانی ،همسفر نسیم طبیعت

یکسالی که تو نبودی...

 

یکسال پیش در چنین روزهایی بود که سیمین مهربان و دوست داشتنی گروه به آسمان پرکشید...

و اکنون پس از سیصد و اندی روز ما مانده ایم و یک دنیا خاطره از یک دنیا انسانیت، مهربانی و نیکنامی...

و ما می دانیم که...

مرگ پایان کبوتر نیست....
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

ما نیز به تو خواهیم پیوست... دیر یا زود...

دیدار ما: جمعه 30 آبان ساعت 11 صبح در مراسم یکمین سالگرد

درگذشتش در کنار مزارش در بهشت زهرا

                                                                                      روحش شاد...


 
روستای انبوه - جشن انار
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: روستای انبوه ،قزوین ،طبیعت گردی ،جشن انار

چهارمین سفر سفارشی دوستانه نسیم طبیعت ایران 

شرکت در جشن سالانه انار در باغات روستای انبوه 

پاییز 1393 - یک روزه

 

روستای تاریخی فرهنگی انبوه در منتهی الیه شرق استان گیلان و در دره ای بکر و دیدنی در میان کوهستان های مرزی استان قزوین قرار دارد. همه ساله در اواخر مهرماه جشن انار چینی که از سنت های دیرین در این روستاست با شکوه زایدالوصفی برگزار می گردد. مردم روستا این روز را مبارک دانسته و همچون نوروز فرارسیدنش را به یکدیگر تبریک می گویند...

این سفر نیز از مجموعه سفرهای دوستانه و سفارشی نسیم طبیعت بود که با همراهی 19 نفر از دوستان خوبمان برگزار شد.

صبح زود سوار ماشین شدیم و دل را به راه سپردیم...

همان ابتدا در مسیر اتوبان قزوین، صبحانه دلچسبی را در رستوران صرف کردیم...

مسیر را دنبال کردیم تا اینکه کم کم از اتوبان خارج شده و وارد جاده های کوهستانی شدیم ... مناظر بکر و زیبا در عین حال باران و سرمای شدید مسیر ...

باران شدید و باد در بالای کوه ها حتی اجازه عکس گرفتن درست هم به دوستان نداد... همه از سرما زود به داخل ماشین پناه بردند و نگران این بودند که چگونه روستا را ببینند و از برنامه ها استفاده کنند...

کم کم روستا نمایان شد... 

بهانه دیدار ما از این روستا جشن انار بود که سابقه ای دیرین در بین مردمان آن دارد و رسوم این روستا نیز در جای خود جالب توجه است...

در ابتدای روستا همه از ماشین پیاده شدند .. اما در تعجب کامل بودند... اینجا هوا چقدر خوب است ... مانند بهار ... خبری از سرما نیست ....

البته می دانستیم یکی ازخصوصیتات خاص این روستا همین است که دمای ان چندین درجه با کوهستان های اطراف متفاوت است و به همین دلیل انار که میوه گرمسیری است اینجا رشد می کند... اما دیدن و لمس کردن این واقعیت لطف دیگری داشت...

انبوه ماشین های پارک شده در جاده منتهی به روستا خبر از جشنی پرشور را در روستا می داد...

تا به حال این همه انار را یکجا ندیده بودیم...

روستا جنب و جوشی خاص داشت ... 

مردم و میهمانان زیادی در کوچه باغ ها در حال تردد بودند... هرکس با هر وسیله ای داشت در حال حمل انار بود... عده ای با کیسه هایی بر دوش، عده ای با الاغ، فرغون، وانت و ... 

وارد یکی از باغها شدیم...

بچه ها مشغول عکس انداختن با کوپه های انار شدند و دایی مشغول به قارچ کردن انار برای دوستان همسفر شد...

بعضی هم مشغول خرید انار شدند...

رسم و رسوم انار چینی در این روستا هم شنیدنی است...

در این روز است که به اصطلاح می گویند قرق انارچینی شکسته می شود چراکه تا قبل از این روز کسی مجاز به برداشت محصول انار مزرعه‏ ی خود نیست چنان‏که‏ می‏ گویند، اگر کسی یا کسانی پیش از این روز معین، انارچینی کنند، در عرف مردم روستا مغضوب واقع می‏ شوند و باید در انتظار مجازات‏ متعارف باشند. رعایت این امر حاکی از تعهد به حفظ آداب و سنن‏ گذشته است. این آئین در هنگام طلوع صبح با ندای «الله اکبر» پاکار(کسی که از طرف باغداران به عنوان نگهبان مزارع انار روستا در طول سال انتخاب شده است) آغاز می شود. در این روز، تمام مردم روستا (حتی کسانی که بیرون از روستا زندگی می‏کنند) برای کمک و چیدن انار به روستا می ‏آیند. انجام این مراسم تا غروب طول می ‏کشد..

مسیر پیاده روی بین باغها بسیار زیباست و همه جا انارها منظره ای جالب به وجود آورده اند...

در یکی از باغها نهار را صرف کردیم و دوستان تا می توانستند عکس گرفتند...

مردم روستا با چهره ای گشاده از مسافران پذیرایی میکردند و همگی این روز خجسته را به یکدیگر تبریک می گفتند...

عصر هنگام، موقع برگشت شد.

بچه ها سوار ماشین شدند اما اثری از خستگی در چهره کسی دیده نمی شد... 


روستا را درحالی ترک کردیم که آفتابی بود و اثری از سرما نبود...

بعد از یک ساعت به اتوبان قزوین رسیدیم و بازهم شاهد باران شدیدی بودیم که می بارید و هوایی سرد... و باز تعجب از این همه تفاوت در آب و هوا....

و عصرانه ای خاطره انگیز پایان بخش این سفر بود.

موفق باشید.